اپلیکیشن کتاب سبز
کتاب سبز
دانلود کتاب رایگان
موجود در کافه بازار و گوگلی پلی
نصب رایگان
دانلود روزانه بهترین کتاب‌ها در کانال تلگرام کتاب سبز

عضویت در کانال کتاب سبز

اپلیکیش اندروید کتاب سبز منتشر شد

هم اکنون رایگان نصب کنید

موجود در کافه بازار و گوگل پلی

دانلود کتاب رمان نجات از منجلاب

(۰)

پیشنهاد ویژه
تست مامانکشف‌های تصادفی در علمبانوی پستچیزمانی برای انقراض خاندان فخر ملکیرمان میدگارد: دره طلسم شدهترس و لرزچیزهایی که در مدرسه به شما نمی‌آموزندکتابخانه موفقیتمردان ویفری زنان اسپاگتیدختری که می‌شناسم
جزئیات کتاب
  • آپلود کتاب توسط sh shf
  • تعداد صفحات: ۱۰۹
  • فرمت: PDF
  • زبان: فارسی
  • تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۱۱/۲۴
  • سایز: ۶۳۵ کیلوبایت
  • بازدیدها: ۳۳۹۸
معرفی کتاب

کتاب رمان نجات از منجلاب به قلم آزاده بختیاری، اثری با درون‌مایه‌ی عاشقانه و اجتماعی است. همیشه در اعماق تاریکی‌ها، نوری سراسر تار و پود غم‌آلود بدن ما را روشن می‌کند. آن نور خدایی‌ست که در تنگنا رهایت نمی‌کند، رازت را بر ملا نمی‌کند و گناه‌هایت را به رویت نمی‌آورد. تو هر بار توبه کنی با آغوش باز می‌پذیردت. در این غریب آباد که مردمش در زندگی پست تینت و سیاه دل هستند چاره‌ای جز گریستن و چنگ زدن به دامان پاک الله نخواهیم داشت.

در بخشی از کتاب رمان نجات از منجلاب می‌خوانیم:

مامان پری بنده خدا هم تا می‌اومد حرف بزنه کتک و کمربند نثار تن رنجورش می‌شد.
بنده خدا از ترس فهمیدن مردم تو هیچ مراسمی شرکت نمی‌کرد.
نمی‌خواست تن و صورت کبودشو ببینن.
این وضع و حال زندگی ما بود.
مامان اهل نماز و روزه بود و ما رو همیشه سمت خوبی و پاکی می‌کشوند.
وقتی کنار هم می‌نشستند بابا می‌گفت: برو کنار حالم بهم خورد زنای رفقامو که می‌بینم حسرت می‌خورم.

اشک داغ صورت یخ زده و غم‌آلود مامانو می‌پوشوند.
رد می‌شد‌ و می‌گفت: از چشم بالا سری، خدام نیفتم.
پوزخنده بابا و گفتن دو کلمه از نه‌نه عروس بشنو مسخره کردن همیشگی بعد حرفای مامانم بود.
خرج خونه کمر پری نازمو داشت خم می‌کرد.
سوم راهنمایی بودم تصمیم گرفتم ترک تحصیل کنم.
با مامان در میون گذاشتم اما مخالفت کرد و چشاش پر اشک شد.
ازم خواست تا جون داره و کار می‌کنه دیگه این حرفو نزنم.
اما کدوم جون؟
من ول‌کن قضیه نبودم.
عاشق درس خوندن بودم اما گفتم از درس خوندن بدم میاد.
خلاصه با هزار بدبختی یکم راضیش کردم و فکر کار بوم و هر روز به هر جایی که فکرم می‌رسید سر می‌زدم.
پیش روحانی محل رفتم و ازش خواستم ضامنم شه.
گفتم: هیچ‌کس ضامن ما نمی‌شه به خاطر بابا شما چی به خدا اگه قبول نکنید ناراحت نمی‌شم.

کلمات کلیدی: دانلود رمان جدید، رمان اجتماعی، دانلود pdf رمان، pdf عاشقانه، رمان pdf، دانلود رایگان رمان عاشقانه، دانلود رمان ایرانی، دانلود رمان عاشقانه، رمان عاشقانه، دانلود کتاب عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه ایرانی، رمان عاشقانه، دانلود رمان، دانلود رمان اجتماعی، رمان عاشقانه ایرانی، رمان رمانتیک، رمان ایرانی

ادامه
اپلیکیشن رایگان کتاب سبز را نصب کنید و بیش از ۹۰۰۰ کتاب را همیشه همراه خود داشته باشید. اینجا را کلیک کنید.دانلود کتاب - ۶۳۵ کیلوبایت
کتابراه - دانلود قانونی کتاب
دسترسی آسان به هزاران کتاب، رمان و مجله با اپلیکیشن کتابراه
نصب رایگان
کتاب‌های مرتبط
بیشتر

مجموعه کتاب
پرفروش‌های بهمن ماهایده‌های خلاقانهتاریخ ایران باستانمجموعه کتا‌ب‌‌های آنتوان دو سنت اگزوپری101 ایده برتر40 فعالیت ساده و جالبمشاور همراهداستان‌های یان و یولیاایلیاد و اودیسه هومرنگاه ناب: مجموعه تحلیلی سهراب سپهری
نظرات
۱۳۹۸/۲/۶
عالیه
۱۳۹۷/۱۱/۲۷
مثل یه مقاله نوشته و رد شده انگار یه خاطره از گذشته ...
برچسب ها
دانلود رمان جدید، رمان اجتماعی، دانلود pdf رمان، pdf عاشقانه، رمان pdf، دانلود رایگان رمان عاشقانه، دانلود رمان ایرانی، دانلود رمان عاشقانه، رمان عاشقانه، دانلود کتاب عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه ایرانی، رمان عاشقانه، دانلود رمان، دانلود رمان اجتماعی، رمان عاشقانه ایرانی، رمان رمانتیک، رمان ایرانی
هزاران کتاب، رمان و مجله همیشه همراه شما
نصب رایگان