اپلیکیشن کتاب سبز
کتاب سبز
دانلود کتاب رایگان
موجود در کافه بازار و گوگلی پلی
نصب رایگان
دانلود روزانه بهترین کتاب‌ها در کانال تلگرام کتاب سبز

عضویت در کانال کتاب سبز

اپلیکیش اندروید کتاب سبز منتشر شد

هم اکنون رایگان نصب کنید

موجود در کافه بازار و گوگل پلی

دانلود کتاب یک عملیات خفن

(۰)

پیشنهاد ویژه
تغذیه در ماه تزکیهمجموعه میدگارداعترافزندگی من استیون هاوکینگاثر مرکبویژه محرمروزآموز زبان انگلیسیبی‌شعورها توطئه می‌کنندراه نفوذ بر دل‌هابانوی پستچی
جزئیات کتاب
معرفی کتاب

محمدجواد حسنی نژاد در کتاب یک عملیات خفن، داستان شروین و جواد به همراه سه نفر دیگر از دوستانشان را روایت می‌کند؛ آن‌ها دو سال است که دیگر پلیس عادی نیستند و عضو یگان ویژه شده‌اند، اما تا به حال به هیچ ماموریتی فرستاده نشده‌اند. 

آن‌ها در قرارگاه فقط نقش کتک خور و حریف تمرینی را دارند و برنامه هر روز کاریشان همین است. قصه از آنجایی جالب می‌شود که یک ارتشی پرکار، خواستگار و طالب عشق زندگی شروین یعنی دختر عمویش می‌شود و شروین خیلی سریع به یک ماموریت خطرناک نیاز دارد تا خودش را به عموی نظامی‌اش ثابت کند. 

اوضاع به همین منوال می‌گذرد تا چند روز قبل از خواستگاری که یک گروه تروریستی در چهار نقطه از شهر دست به گروگان‌گیری می‌زنند و یگان ویژه مجبور می‌شود از شروین و گروهش برای آزادسازی یک زوج غربی در مجتمع تجاری شهر استفاده کند. 

آن زن و شوهر غربی مهم‌ترین هدف برای تروریست‌ها هستند و حالا نوبت این پلیس‌های تازه کار است که خودشان را به شهر و خانواده‌هایشان ثابت کنند. 

آیا نیروی پلیس برای این ماموریت خطیر به افراد درستی اعتماد کرده است؟ یانه؟

در بخشی از کتاب یک عملیات خفن می‌خوانیم:

بالگرد از سطح شهر در حال عبور کردن بود. بچه‌ها می‌توانستند از بالا نقاط شلوغ و مورد حمله شهر را ببینند.
ساعت چهار بعد از ظهر بود و هوا ابری، خورشید رو به غروب کردن می‌رفت و قصد ماندن نداشت.
بچه‌ها از طریق میکروفون کوچکی که به یقه لباسشان وصل بود با یکدیگر حرف می‌زدند.
ناصر: حالا کی بود می‌گفت ما دیگه ماموریت نمی‌ریم.
جواد:ببین کی گفتم... اینا همش دوربین مخفیه.
شروین:عملیات که واقعیه... فقط دعا کن جلیقه ضد گلولت وسط تیراندازیا دوربین مخفی نباشه.
بچه‌ها خندیدند و حمید گفت: ینی امروز قراره واقعا به چند نفر شلیک کنیم؟
ساسان: آره... فقط حواستون به بلونده و چشم آبیه باشه...
جواد نچ نچی کرد و گفت: ینی هر کی غربی نبود رو بزنیم دیگه... چقدر شما نژاد پرستید.
شروین: خب تو نزن... تو نژاد پرست نباش... بزار اونا بزنن.
خلبان: تا یک دقیقه دیگه می‌رسیم.

کلمات کلیدی: دانلود داستان کوتاه یک عملیات خفن برای پی دی اف، دانلود داستان ایرانی، داستان کوتاه یک عملیات خفن، دانلود داستان کوتاه یک عملیات خفن، دانلود داستان کوتاه یک عملیات خفن برای اندروید، دانلود داستان کوتاه یک عملیات خفن برای ایفون، داستان های کوتاه، داستان کوتاه، دانلود داستان کوتاه، داستان ایرانی، pdf داستان رایگان، داستان فارسی، دانلود رایگان رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، داستان پلیسی کوتاه، داستان پلیسی و عاشقانه

ادامه
اپلیکیشن رایگان کتاب سبز را نصب کنید و بیش از ۹۰۰۰ کتاب را همیشه همراه خود داشته باشید. اینجا را کلیک کنید.دانلود کتاب - ۴۴۰ کیلوبایت
کتابراه - دانلود قانونی کتاب
دسترسی آسان به هزاران کتاب، رمان و مجله با اپلیکیشن کتابراه
نصب رایگان
کتاب‌های مرتبط
بیشتر

دانلود کتاب ادکلن تلخ

محمدامین پورحسینقلی

مجموعه کتاب
علم واقعی برای کودکانمجموعه کتاب های میان رشته ایپرفروش‌های فصل پاییزکفایت اجتماعی کودک و نوجوانمجموعه حفاظت و امنیتویژه محرمعاشقانه هایی از تاریخ ایران: حمزه سردادورپرفروش‌های بهمن ماهمجموعه سلامتی بدنمجموعه شهروند هوشمند
نظرات
۱۳۹۹/۱۰/۵
نمیدونم منو جذب نکرد هنوز ۱۰ صفحه نخونده ولش کردم
۱۳۹۹/۹/۲۹
مگه میشه دیگه فراموشش کنم عالییییی بود عاشقش شدم حاجی دس به قلمت عالیه😁🥳🥳🤩🤩🤩🤩🤩🤩فوق خفن چجوری احساسمو بیان کنم عالییی بود🤩💥💥💣💥💣
۱۳۹۹/۹/۱۵
قشنگ بود ولی خیلی خیلی کم بود..میتونست داستان رو بهش پر و بال بده حیف همچین داستانی بود که زود تموم بشه و پایانش هم یکم هول هولکی جمع شده بود درکل خوب بود♡
۱۳۹۹/۹/۱۴
توروخدا رمان های قشنگ بگید🙏🙏
برچسب ها
دانلود داستان کوتاه یک عملیات خفن برای پی دی اف، دانلود داستان ایرانی، داستان کوتاه یک عملیات خفن، دانلود داستان کوتاه یک عملیات خفن، دانلود داستان کوتاه یک عملیات خفن برای اندروید، دانلود داستان کوتاه یک عملیات خفن برای ایفون، داستان های کوتاه، داستان کوتاه، دانلود داستان کوتاه، داستان ایرانی، pdf داستان رایگان، داستان فارسی، دانلود رایگان رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، داستان پلیسی کوتاه، داستان پلیسی و عاشقانه
هزاران کتاب، رمان و مجله همیشه همراه شما
نصب رایگان